دلنوشته بیست و هشت

امروز نسبت به روزای دیگه خیلی خیلی کمتر به ا-ک فکر کردم شاید همون 5 درصدی ک حرفشو میزدم هم کمتر

اما این وسط غرور و اعصابم در تنش بودن

دیشب طرفای ساعت دوازده بهم پیام داده سلام میم خانم

با این ک پیامشو ناتیفیکشنشو دیدم اما سین نکردم

صبح هم ک سین کردم محل ندادم تا عصر

عصر همون چند درصد باقی مونده اومد سراغم گفت خب ا-ک پیش خودش چی فکر میکنه ک جوابشو ندادی حداقل به سلام خوشکو خالی بنویس

نوشتم سلام

حدس میزدم چون خیلی وقت بود باهم صحبتی نکردیم زود بینه اما بعد نیسم ساعت ندید و منم غرورم زیادی داشت سرو صدا میکرد منم پیامو پاک کردمو حرف غرورمو گوش کردم

خب میدونیدم ک واتس اپ اگر پیامی پاک کنین طرف متوجه میشه پاک کردید . به معنای واقعی ک پیام رسان عقب افتاده و احمقه خب اگر قرار چیزی رو پاک کنیم ک کسی نفهمه چرا دیگه پیامش میمونه ک طرف پیامو پاک کرده :| باشه تو خوبی اصن والا

خلاصه رفتم بیرونو اومدم دیدم پیام داده اوه

ینی فک کنم فهمیده اوضاع خیلی خیطه منم فقط یه علامت سوال گذاشتم

باورم نمیشه از ساعت 8 ندیده دیگه پیامم رو

نمیدونم واقعا برگشته خونشون یا تهرانه هنوز ! کار داره واقعا مشغوله! ا-ک ک همش گوشی دستشه و دیدم بار ها فقط ناتیفیکشنای مشتری ها رو میخونه و سین نمیکنه و ردشون میکنه . ینی از منم دیده و !

نمیدونم چه جواب قانع کننده ای برای خودم پیدا کنم

اصلا نمیدونم چرا خودمو قانع کنم

بعد پنج سال ک حتی او وقتی ک همکار معمولی بودیم مسافرتم رفته بودم زنگم میزد ی حالی میپرسید این رفتار الان چ معنی میده

شاید من خیلی دارم حساس میشم و عجله میکنم

اما چه عجله ای

خودش گفت تا اخر ابان تمام تلاشش رو میکنه ک از این بلا تکلیفی در بیاد

ینی اینقدر کاراش فشرده و زیاد شده

ا-ک رو من خوب میشناسمش میدونم روزا برنامش چیاس کیا میره دانشگاه و چطوری کارای شرکتشو سامون میده

اگر طبق برنامه قبلیش باشه ک کلی وقت برای ی جواب خوشکو خالی داره

من حق دارم دلگیر بشم حق دارم کمترو کمترو کمتر بهش فکر کنم تا برسه به اون نقطه ای ک دیگه فکر نکنم

البته یکی دوروز ناراحمتم و کمی ب حال خودم غصه میخورم اما با منطق تمام قبول میکنم اون نقطه فراموشی کامل رو

نمیدونم همه ابانیا اینطورین یا من اینطوریم

کلا یه ویژگی که دارم اینه که اگر شخصی رو مدت زیادی نبینم یا صحبتی باهاش نکنم خیلی طبیعی مثل یه جزرو مد که میاد نزدیک و باهاش صمیمیم بعدا دورو دور دور تر و غریبه و غریبه وغریبه تر میشه و یک تایمی شاید چند ساعت شایدم چند روز طول بکشه بخوام طرفو به حریم شخصی خودم باز برگردونم

مثلا این اتفاق برای ح-پ افتاده بود و احساس خیلی بدی داشتم ک بعد چند هفته میدیدمش وباید تمام موارد رو یادم میومد...

این ویژگی خیلی هم بد نیست

چرا

چون به فراموش کردن خیلی بهتر کمک میکنه و شاید چندروزی دلگیر باشم اماخودمو رفرش میکنم به حالت یک خانم میم شاداب :) که برا خودش زندگی میکنه ودوست داره این چند وقتی که تو دنیاس بهش زهره مار نشه

امیدوارم ا-ک برای این بی خبریش جواب منطقی داشته باشه ....

راستشو بگم خیلی ازش دلگیرم

میدونم جای اون و تو موقعیتش نیستم ک بدونم چطوریه شرایطش شاید واقعا اوضاع جالبی نباشه

اما وقتی اقراق میکنه دوست داشتن و احساسی در میونه ارزش یه خبر دادن هم نداشته ؟...........

روحیمو خیلی دارم حفظ میکنم .

این بار با مشاورم بعد یه هفته گزارش دادم اتفاقات افتاده رو تا راحت تر اشراف داشته باشه نسبت به این موضوع و تصمیمی ک من دارم میگیرم رو .....

ا-ک واقعا ادم بدی نیست تو شرایطی ک هست به غیر شرایط کاری سختی ک داره شرایط احساسیش من بودم و واقعا وحشتناکه بهمم گفته نمیدونی چقدر سخته و من به عنوان یک پسر نمیدونم چطوریه اما به عنوان یه دختر تو این شرایط ک بودم خیلی مزخرف و اعصاب خورد کن وهنگی داشت ...

اما طرف مقابلش چی.....

/ 9 نظر / 24 بازدید
syahbaatr

هر از گاهی از مقوله ای جز عشق هم بنویس بخونیم.اینام خوبه ها ولی اونا هم باحالن :)

winterflower

شرایط خوبی نیست، من دوست دارم زودتر این شرایطت عوض بشه

winterflower

از ا-ک خوشم نمیاد ، من اگه دختر بودم زنش نمیشدم ....

winterflower

دوباره نصیحتت میکنم: خیلی ازش طلبکاری؟ چه خبره؟ چرا آزادش نمیگذاری؟ ولش کن خودش تصمیم بگیره

winterflower

مردها با چشم عاشق میشن و زنها با گوش ... مردها خوب بلدن با زبون مغز دخترها و زنهارو به نفع خودشون تغییر بدن

winterflower

حالم از خودم بهم خورد دوباره دارم نصیحت میکنم . اه اه اه