دلنوشته سی و هشت

موضوعی که داره واقعا فشار عصبی بهم وارد میکنه و وادار منو میکنه به حرص خورد

موضوع پول هست

بدلیل همون مسائلی ک تو دوتا دست قبلی گفتم خیلی باد محتاتانه خرج کنم و پیش برم و دلم چیزی نخواد و بیخیال خیلی چیزا بشم و همین ک شهریه دانشگاهو پول دندون پزشکیو چندتا موضوع دیگه این ماه پرداخت بشه باید برم خداروشکر کنم

اما خب اگ یادتون باشه درباره یه چیزی قبلا مینالیدم و اونم طلب من از ا-ک بود فعلا فقط همین پولو دارم ک میتونم بهش دلمو خوش کنم و دستمو بگیره این ماه. چندتومنی هنوز پیشش دارم اما حجم کلیش رو ازش قبلا خورد خورد گرفتم ‌ینی هر وقت نیاز داشتم بهش یاد اور شدم اونم بهم پرداخت میکرد مثلا n. تومن الان نیاز دارم ،یا یه موضوعی ک هس خودش تو این مدتی ک پولمو میگرفتم یه بار برای رضای خدا نیومد بگه خانوم میم تو دست من پول داری الان میتونم برات واریز کنم ‌ همش خودم باید میگفتم بهش و البته شاکی ک من باید همش بهت بگم بدهیتو بده یا الان پول میخوام 😐😐😑 مثلا میگف این پول سروره این پولو میخواستم فلان وقت بهت بدم و و و خلاصه الان ک دارم اینارو مینوسیم با حرص مینویسم ، نمیدونم واقعا این ویژگی رو داره ک مثلا بیخیاله سره این موضوع ها تا متذکر نشی اصن انگار ن انگار یا واقعا مشکله واسش

اخه بوده و دیدم ک بدهی جایی داشته پرداخت کرده راحت و کسی هم یاد اوری بهش نکرده اما جاهایی بوده ک واقعا پول‌نداشته و مدام مثلا ی همکارش زنگ میزده و مجبور بوده جواب نده یا بی محلی کنه

😐من الان نمیدونم تو کدوم دسته گیر کردم واقعا، یادش رفته!پول نداره!جریان چیه !

تو اخرین دیدارمون و صحبت هامون به ا-ک گفتم و متذکر شدم ک خواهش میکنم باعث نشو ک من بازم یاد اوریت کنم بهم پول بده این ماه من گیرم به شدت و تا پول رسید دستت بهم بده ، اونم قول داد حتما اینکارو میکنه

خدایی اگ بخوام بگم خیلی وقتا قولش قوله و باید بگم از صد درصد شاید ۱۵ درصد بخاطر شرایط ممکن نشد

اا الان من گیرم واقعا و الان یه هفتس خبری نیس ، خب درسته ما اصلا اصلا اصلا اصلا در ارتباط نیستیم و من واقعا ب زود با این ک دلم تنگ میشه در مواقعی اما به هیچ وجه نمیتونم بخاطر غرورمم حتی بخاطر این پولی ک نیاز دارمو طلبکارم بهش پیام بدم

واقعا موندم شرایطش دقیقا ب چ شکله 😐😑 خب شرایط منم بده خیلی چطور حرفشو عملی نکرده ینی یادش رفته ؟! ینی تو این یه هفته هیچ راهی نبوده ک پول ب دستش برسه 😑

نمیدونم چیکار کنم..... ینی اون هفته هم میگذره بدون هیچ واریزی

خب اگ این اتفاق بیفته من از خیلی مسائل نا امید میشم واقعا به معنای واقعی کلمه

یه موضوع لعنتی تو دنیای امروز هس که هرچقدر عشقو علاقه وجودداشته باشه بی پولی و نبود پول میتونه نابودش کنه، من اگ ادم پولکی بودم ک تا اینجا همراهیش نمیکردم

اما به این جمله ایمان دارم واقعا .....

😐 نمیدونم چیکار کنم خیلی عصبی دارم میشم

بدم میاد کسی حرفی برنه و رو حرفش حساب کنمو اون بی محلی کنه ، اللته خدا میدونه شرایطش چطوریه شاید شرایطش بهتر من نباشه و داره دستو پنجه با مخابراطو کارخونه ای ک داره براشون کار میزنه و و و نرم میکنه نمیدونم واقعا در چ وضعیه

اما انتظار نداشتم یک هفته ......

---------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------

اینو بعدچند ساعت از نوشتن مطالب بالا مینویسم.😃

با یه بزرگتر مشورت کردم .... گف بدون هیچ رودربایسی و خواهشو مذرتو لطفا بهش پیام بده و بگو تا اخر امشب برام واریزکن فردا باید شهریه پرداخت کنم.

اون چون زیاد تارف کردیو گذشت کردی عادت کرده و جدی نمیگیره....

ته دلم میگه شاید واقعا شرایطشو نداشته....

ای دل لعنتی ک اینقدر میخوای دلسوزی کنی پس خودت چی اخه

--------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------

و بعد از چند ساعت از اون اس که بهش دادم برام مقداری پول واریر کرد بدون سلام و چیزی ارم معذرت خواست و عکس فیش رو فرستاد

منم هیچ جوابی بهش ندادم

منم تو اسی ک دادم فقط شماره حساب دادم و گفتم سلام فردا باید شهریه دانشگاه پرداخت کنم تا یاز

باید سنگر خودمو سفت نگه دارم

اون بزرگتری ک باهاش مشورت کردم خیلی حرفا بهم زد و گفت اگر خواسته واقعیش باشی و ارزش برات قائل باشه باید صبور باشی و احساستو در گیر نکنی تا به نتیجه مطلوب و درستی برسی

سخته اما من میتونم

بل اخره میم عزیز تا یک جایی ظرفیت داره و به خودش مهلت میده تا منتظر احساساتش باشه ک ببینه براش چ تلاشی میشه

من به وقتش در جایگاهم تلاش خواهم کرد و تلاش کردم الان نوبته اونه ن من . خدا بهم صبر و استقامتش رو بده اگر صبر کنم میدونم نتیجه قابل قبولی خواهم گرفت















/ 0 نظر / 12 بازدید