دلنوشته سی و چهار

سلام

بعد این مدت که زیاد در ارتباط نیستیم با هم منظورم منو ا-ک هست خب جمعه مجبور شدم برم سمت خونشون و چندتا فایل مدنظرمو ازس بگیرم،اوضاعش خیلی مناسب نبود از نظر روحی:| خلاصه یکم صحبت کردو بعد نشست منو ب راه راست هدایت کردن ک اره کار کن تو رشتت پیش رفت کن چرا مث قبلت نیسی یه کاری کن باعث افتخار همه و من باشی و و و و منم دیدم لازمه یکم نصیحتش کردم ک عامووووووو یاد بگیر یکم پس انداز کن اگ پس انداز داشتی الان ب وضع الان نمیفتادی گفت الان ک پولی ندارم اما حق باتوه . خدایی من همش اینو بهش میگفتم میگفتم اقا تو بدهیات بدهی اونایی ک بت نزدیک ترن مث پدرت رو یه قسمتیش رو نده اصلا فک کن این پولو نداری .ک امیدوارم الان سرش ب سنگ خورده باشه. در این قسمت از من تعریف فرموندند که تو زن زندگی هستی که ب وقتش ک میخوام زیادی خرج کنم جلومو بگیری . میخواستم بهش بگم من همش باید جلو تورو بگیرم یا زن میخوای واسه این میضوع! خب خودتو درس کن دهه.حالا ب هر حال بعد کلی سفارشو معجزه و این حرفا بین حرفا موضوع مشاوره رو پیش کشیدم ک فقط گف بذار وضعیت مادیم خوب بشه و موضوع خاستگارمو ازش فقط ی سوال پرسیدم ک جا من بود چکار میکرد بدون هیچ مثالو اینا. گفت راه میدادم خاستگارو چون تو چنین شرایطی مفیده باعث میشد چشمم ب یه سری ویژگی ها و واقعیت ها باز بشه .خب اینو اینجا نگه دارید.

فردا شبش پیام دادو حالو احوال حالا بعد تعریف ماجرای ا-ک کلا میگم چ خبر بوده. من دندون پزشکی بودمو اون میدونس تو طول روز ی زنگ حالو احوال نزد. باشه انتظار زیادیه شاید خب ساده جوابشو دادم و متوجه شد و تازه یادش اومد کجا بودم خیلی خیلی دلم میخواس بگم اقا تو ک حالو احوال پرسیدن خیلیا تو روز یادت میمونه :))

حالا بازم اینا مهم نیس. مهم این بحث فیلم سازی تو ایران بود خب بعدگفت زندگینامه منو اصن فیلم کنن گفتم نه زندگی تو مسحجنه بد اموزی داره تو زندگی من عشقو محبت رو یادمیگیرن این که پناه بیاری ب کسی که دوستش داری. و ادامه ...

گفتم یاه اوردن ب کسی ک دوسش داری ینی چی گف ینی میری پیشش همه ناراحتیات از یادت میره :|

گفتم من ب تو پناه اوردم ؟

بعد گف خجالت میکشی اینو ب زبون بیاری

بده اخه!!!

:|

این یه نکته بود ک بار ها دیده بودم تو صحبت های ا-ک لازم دیدم و مناسب دیدم وقتشو ک یه تشر باید الان رفت

یه وقتایی ب شدت خودشو میبره بالا.تو جایگاه هایی قرار میده ک اصلا واقعیت نداره یا تو فکر من نیس و فکر میکنه فرشته نجات منه یا من حرفی پیشنهادی میدم نشنیده میگیره و بعد ی مدت خودش همون حرفو پیشنهادو از طرف خودش میزنه :| من بدم میاد از این ویژگی ک خودتو برتر بر دیگران ببینی. همه چی برابر به وقتش جایگاه مرد و زن تو زندگی معلوم میشه اما ن این ک ب خودت صفت برتری بدی . اگر جایگاهی برای کسی داری مطمئنن با شناختی ک از طرف مقابلت داری خودش قدرمیدونه و ب وقتش ازت تعریف میکنه اگر تعریف میکنه.

یک عالمه متن نوشتم و مخالفتم رو گفتم + یه سری حرفایی ک تو دلم مونده بود. اونم گف دیر وقت شب بخیر .

منم محل ندادن بقیه حرفامم زدم و خیالم راحت شد. حس میکنم ی وقتایی تو رابطه ما جایگاه من با اون عوض میشه اون ب شدت احساسی و ناز نازی.گفتم بهش اکثر مواقع من پیش قدمم و این واقعا مساوات نیستو اون چیزایی ک حرفشو میزنی. در کل ی ذره عذاب وجدان گرفتم ک غرورشو خدشه دار کردم اما کاملا لازم بود این تشر اگر الان بخواد ب همین رویه پیش بره و این اخلاقشه باید بدونه من این خود بزرگ بینی رو دوست نداره . هرچیزی حدی داره . بله میدونم مردا بیشترشون همین طورن اما در یه حدی ایده آله نه این حد ک خودتو فرشته نجات کسی بدونی و مدیون!

واقعا جمله جالبی نیس من کی ب اون پناه اوردم :| خدایا شکر ک من تورو دارم والا خخخ

اره دیگه بهشم گفتم من قبلا میگتم حرف بزن و ناراحتی هارو برطرف کن دیگه نمیگم حرف بزن خودت میدونی.

.

.

.

واییی دندون دندون اقا پنجشنبه دندونم لق شد اخه دوتاش خراب بود رسیدگی نکردم نصفش لق شد دقیقا تو مهمونی و سره سفره غذا :| تکبیر

فک کن دو روز با ی دندون ول تو دهنم باید سر میکردم

خلاصه شنبه خیلی دختر مظلومی بودم ب قدری ک سره کلاس استادمونم فهمید خخخ تا ساعت 6 میخواس نگهمون داره اوفف گف چرا تو نمیری آنتراک گفتم استاد میخوام برم گف هی میگم چقد مظلوم شدیا چته گفتم دندوووووون گف اوه اوه

خیلی این استاده بامزه ایه استاد تدوینمونه یه مرد خیلی از نظر حجمی بزرگ و معمولا وقتی از در میخواد بیاد تواول شیکمش میاد بعد خودش در این حد اما ببین به شدت اطلاعات داره ها ینی از دلایل هر چی ک بپرسی برات میگه میتونه ساعت ها در باره تاریخ هرچیزی صحبت کنه و فقطو فقطو میسینی گوش میدی خیلیی خوبه اما خو بیشتر وقتمون اینطوری میره خخخ اما واقعا استاد دونسته ایه

بعدش پاشدم رفتم خونه و دندون پزشکی :((((((( دندونو کشیدو بعدشم عکسو دکتر در اومد گفت دندون خراب کم نداریا :| گف 4 جلسه باید بیایی برای پر کردن دندونا تا ب عصب نرسیده هعیییی

امروزم میخواستم سره کلاس مثلا برا دندونم مظلوم باشم اما نشد خخخ خو دست خودم نیس شیطونیو کرم ریختن

وااااای سه شنبه رو بگو واقعا نمیدونم برنامم چطوریه چیجوری با اون پسره رو برو بشم و و و فامیل دور خخخخ

اهان نگفتم وای اقا برا دندونم خیلی حالم بد نبود روز جمعه خب اما واقعا حوصله خاستگاری نداشتم :| یه خاستگاری شب داشتیم تو ی هتلی نمیدونم کجا حالا ب ماند :| منه پلید ب مامانم گفتم زنگ بزنن کنسل کنن اوخییییی پسره برداشته بود گفته بود مادرم باهاتون تماس میگیرن مامانم میگن یقن ممانش رفته بوده ارایشگاه خخخ

خدایا منو ببخش :((

خدا فردارو و سه شنبه رو رحم کنه واقعا پیچیدس این دوروز

/ 2 نظر / 17 بازدید
syahbaatr

من باز اومدم ولی توهین نمیکنم ایشالا. ببین ا.ک رو بیشتر بهش فک کن. منم یه روزی فک میکردک اینی که الان جلومه نشد باز یکی مثه خودش یا بهتر از خودشو پیدا میکنم. ولی واقعا اینجوری نیس. آدم مهمیه بنظرم. حداقل در مقایسه با کسی که مامانش زنگ میزنه و سنتی میاد خواستگاری قابل مقایسه نیس. قدر خودت و اونو بیشتر بدون

syahbaatr

یه چیز دیگم هست. مشروب خوردن تقریبا در 99% مواقع ربطی به سالم بودن و حتی معنوی بودن آدم نداره. کلی عرق خور جماعت تو همین جنگ عراق شهید دادیم. روح همشون شاد